ابوعطای خداحافظی

این مطلب آخرین نوشته‌ام بود از ستون طنز «ابوعطا» (برای اولین بار در این شانزده سال نوشتن، ستونی در روزنامه‌ای گرفته بودم). انگار حذف‌ها این بار خیلی بوده و درنتیجه مطلب را کلن کنار گذاشتند. می‌گذارمش این‌جا و ستون را تعطیل می‌کنم.

 

مضرات گرز را توضیح دهید و چرا؟

البته بر همگان واضح و مبرهن است که گرز یکی از بدترین آلات موجود می‌باشد و خیلی خشونت می‌باشد و حتی از آب‌بازی هم بدتر می‌باشد. یعنی اگر آب‌بازی نرم می‌باشد، در عوض گرزبازی سفت و محکم می‌باشد و بنابراین ما باید با گرزها مبارزه بگردانیم؛ به‌خصوص اگر این گرزها متعلق به آقای بهرام دوم یا نمی‌دانم چندم، پادشاه ساسانی باشد.

و ما برای این‌که مضرات‌های گرز را بهتر بفهمیم، از هم‌کلاسی خود خاتم‌آبادی که گفتمان‌های ضدخشونت و مردم‌سالادی بلد می‌باشد دربارة بدی‌های گرز پرسیدیم. خاتم‌آبادی هرچند اولش از سوال ما کمی تعجب نمود، در ادامه توضیح گردانید که ما بایستی گرزها را دور بریزیم و در عوض گفتمان بگردانیم. بعدش ما گفتیم که پس باید گرز آقای بهرام را هم که نقاشی سنگی‌اش در محوطه‌های باستانی بیشابور می‌باشد دور بریزیم، و باید به این نقش سنگی خشونت‌زده حمله بگردانیم و با پتک گرز او را بشکنیم. حتی کلة مجسمه‌اش را هم با پتک بشکنیم که دیگر خشونت نگرداند. ای بهرام طاغوتی خشونت‌زده.

اما وقتی این را گفتیم، چشم‌های خاتم‌آبادی گرد شد و داد زد: «نه، این فرق دارد، ما نباید آثار باستانی را تخریب بنماییم…». این‌جا بود که ما مچ او را گرفتیم و گفتیم: «آهان ای خاتم‌آبادی دورو؛ اگر گرز بد است چرا برای بهرام طاغوتی بد نمی‌باشد؟» و خاتم‌آبادی که زبانش از استدلال محکم ما بند آمده بود، به خودش می‌پیچید و جوابی نداشت بدهد. بنابراین ما نتیجه گرداندیم که کسانی که به آثار باستانی بیشابور حمله گردانیده و گرز و بقیة جاهای آقای بهرام را با پتک تخریب گردانیده‌اند، انسان‌هایی خشونت‌گریز بوده‌اند و جا دارد ما آن‌ها را سفیران صلح سازمان ملل بنامیم. حالا امثال خاتم‌آبادی که مشت‌شان رو شده، هرچه‌قدر می‌خواهند خودشان را بزنند.

اصلاً کار درست را آقای طالبان کرد که مجسمة آقای بودار را در افغانستان خراب کرد؛ لابد آقای بودار هم علاوه بر داشتن بو، خشونت‌طلب و دارای گرزهای زیادی بوده است. البته آقای طالبان خیلی بیش‌تر سفیر صلح می‌باشد؛ چرا که به‌جای پتک از خمپاره استفاده می‌گردانده است. اما ما نباید در مقابل آقای طالبان خودکم‌بینی بگردانیم. نه‌خیر؛ ما خودمان برای مبارزه با گرز، علاوه بر پتک و بیل و کلنگ، مواد منفجره دارا می‌باشیم. مثلاً خیلی از سفیران صلح ما که به گرزهای طلا و نقره علاقة خاصی دارند، به جاهای باستانی حملة انفجارانه می‌گردانند؛ مانند پارسال که به گورهای باستانی استان خوزستان حمله گردانیدند و عده‌ای از مرده‌های خشونت‌زده را کشتند.

همچنین پارسال در شهر زواره عده‌ای از مردم دلسوز همیشه در صحنه به گنبد ایلخانی امام‌زاده یحیی حمله گرداندند و آن را خراب گرداندند تا به‌جای این اثر باستانی قدیمی و ازمدافتاده، آثار باستانی جدیدی بسازند. این سفیران صلح در راه رسیدن به هدف خود حتی با نیروهای انتظامی نیز درگیر گردانیده‌اند که نشان از همت استوار این صلح‌مردان دارد. بنابراین نتیجه می‌گردانیم که همیشه حتماً پای گرز در میان نیست؛ سفیران صلح ممکن است به قصد توسعة زیرساخت‌ها و نوسازی سازه‌ها به تخریب صلح‌آمیز روی بیاورند.

ما در پایان انشای خود پای درد دل هم‌کلاسی خود اکبرزاده که از منابع نزدیک به سفیران صلح است نشستیم. او صمیمانه از مشکلات پتک‌داران در مبارزه با گرزداران گفت: «متأسفانه دولت به قدر کافی از سفیران حمایت نمی‌نماید و هنوز در برخی از آثار باستانی خشونت‌گرا، شاهد حضور نگهبان می‌باشیم. قبول داریم که نگهبان‌ها اگر باشند هم خوابند، اما وقتی هنوز برخی از نگهبان‌های گرزداری‌ها توجیه نشده‌اند که نباید در کارهایی که به‌شان مربوط نیست دخالت کنند، بچه‌های ما هم دلسرد می‌شوند. من آن روز را دور نمی‌بینم که ما دچار «فرار پتک‌ها» بشویم و دیگر بچه‌ها دل ودماغ نداشته باشند. ببینید، شرایط جامعه الان فرق کرده. یک ران گوسفند بخواهی بخری کباب کنی بخوری باید پانصد هزار تومان بدهی. یک پتک‌دار چه‌طور سرش را جلوی بچه‌اش که از او پورشه می‌خواهد بلند بگرداند؟ بگوید «ندارم؛ بیا 206 سوار شو»؟ خلاصه ما از مسئولان انتظار می‌باشیم که از سفیران صلح بیش‌تر حمایت بگردانند تا پتک محکمی بر دهان گرزدارها بزنیم تا دیگر خشونت را ترویج نگردانند.»

/ 1 نظر / 63 بازدید
الناز

چه خوبه که اینجا به روز شده. حتی با اینکه دلیلش خیلی خوشایند نیست :)