رنوسروده‌ها

 

با درخواست پوزش تأخیر: سال نوتان مبارک.

 


 

برای ستاره که «رنو» نیست!

 

 

رنویی 1

چونگ

چانگ

چینگ

یی‌چینگ

یی‌چینگی می‌گیرم

شاید که بیایی در این بهار

و مرا یک دهان فوکو مهمان کنی

چپُقاچُپق

 

رنویی 2

کیمیاگر

کارگر

یا جادوگر

چه فرق می‌کند که که باشی

یا حتا که‌که باشی

من خودت را می‌خواهم

بیا و یی‌چینگی میهمانم کن

یا میزبانم کن

چه فرق می‌کند که میزبان بکنی یا مهمان بکنی

اصل نفس عمل است

 

رنویی 3

یک دهان فوکو مهمانم کن

یا یک دهان یی‌چینگ

یا حتا چی‌چینگ

سرزده از کوه‌های ژینگ چوانگ مینگ

کنفوسیوس می‌گفت:

«تا سر کوچه هم که می‌خواهی بروی سیگار بخری

یا که بروی مبال

بی یی‌چینگ هرگز مرو.»

یونگ هم همین را می‌گفت

زمانی که دیگر یانگ نبود- یونگه نبود

بک دهان فوکو مهمانم کن

از دهان خودت

یا از دهان خود میشل- اگر که پاست

یا دهان کنفوسیوس

یا جای دیگرش حتا

چه فرق می‌کند که کدام

چه فرق می‌کند که سیگار یا مبال

چه فرق می‌کند که این یک چپق باشد

یا نباشد

که بنشینی و چپقی چاق کنی

یا بنشانند و چپقت را چاق کنند

یا چاقی چپقی بکند

یا چاقی را با چپقی.

 

رنویی 4

کیمیاگر

جادوگر

یا بُز گر

مهم گری است

خواه کوپر باشد خواه کاسپارف

گله ای را گر می کند یک‌سر

چه توفیر دارد که با رنو از پارک وی بیایی

یا با جارو از آسمان

مهم آن است که بیایی

و یک دهان یونگ مهمانم کنی

و جادویم کنی

آه ای رنوی جاروسوار جادوگسار

چه فرق می‌کند که جادو کنی

جارو کنی

یا پارو کنی

یا بالعکس

 

رنویی 5

سی دی لورینا مک‌کنیتم خش افتاد

در ته روده تو گویی آتش افتاد

بیا که به جرعه کنفوسیوسی از کام تو مستمندم

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است

بیا که قصد عمل سخت سفت بنیاد است

چندی ست پیر فرزانه اندرز سکه ها را به کامم نکرده

حتا فرزانه پیره تاروتی بر من فرو نخوانده

بیا که رنوییته‌ی خونم کم شده

بیا و جرعه فوکویی به کامم ریز

ریز ریز

لیزالیز

مرا ببر به اوج کافی شاپ

به چکاد دود

به ستیغ کافه 87

من از سلالۀ رنوانم

با افق‌های دراز نسبت دارم

به خانه‌ی من اگر آمدی

قهوه ترکم تمام شده

- «چه باک، می‌آییم خودتان را ببینیم»

- پس برایم کامی فوکو بیاور

چه با فوکول

چه بی فوکول

 


__________________________

رنو: روشنفکر نمای وطنی

 


 

/ 61 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیچکس

درراستای لینکی که یکی دو ماه قبل از دیوید بویی گذاشتم ، گفتم این بار لینک دانلود «آمریکایی های جوان» بویی که در پایان بندی «مندرلی» فون تریه هم استفاده شده بگذارم . البته فارغ از نبوغ بویی ، بخشی از جذابیت آهنگ -لا اقل برای من- به خاطر استفاده ی کارگردان محبوبم از این اهنگ است . البته خیلی ها (از جمله خود هادی خان که یادم هست در سون لاو در مورد اینکه چرا داگویل را دوست ندارند توضیحاتی دادند) داگویل و مندرلی فون تریه را دوست ندارند اما همچنان این دو فیلم (خاصه داگویل با نیکول کیدمن شگفت انگیزش ) برای من به یکی از مهمترین فیلم های دهه ی اخیر تبدیل شده ...... اینها را دقیقا نمی دانم چرا گفتم . شاید مثلا دلیلش انتظار بی حدم برای دیدن «ضد مسیح» باشد . گرچه اگر قرار به انتخاب باشد شخصا ترجیح می دهم میشائیل هانکه نخل طلا را بگیرد . اما خب همیشه تجربه ی مواجهه با فیلمی از فون تریه بی نهایت جذاب و البته گاهی ترسناک است لینک دانلود آهنگ: http://beemp3.com/download.php?file=1060115&song=Young+Americans

هیچکس

درست علتش را نمی دانم اما بی نهایت از اینکه هانکه نخل طلای امسال رو برد خوشحالم . قطعا هانکه محبوب ترین فیلمساز ( بین فیلمسازان حال حاضر) برایم نیست اما فیلم هایش هر کدام تجربه ی عجیب و شگفت آوری است که به نظرم بهترین توصیف نقل قولی از خود هانکه است : « من همیشه یک شوخی می کنم که فکر می کنم واقعیت داره ؛ اون هم اینه که دیدن یه فیلم از هانکه سخت تر از ساختن یه فیلم هانکه ای است » خلاصه که شدیدا ذوق زده شدیم . پی نوشت : برای اینکه ذوق مرگ نشویم بلافاصله فهمیدم فیس بوک فیلتر شده . خب البته عضو فیس بوک نبودم اما در نوع خودش دم انتخابات کار جالبی کردند . خدا خیرشان دهد

نمی دونم چی شد الان از اینجا سر درآوردم، دلم گرفته، دنبال یه جا میگشتم یه کسی یه جوابی چرا همه چی انقدر بده هیچ اتفاق خوبی نمیفته همه دروغ می گن همه بد شدن. نمی دونم شایدم چشای من انقدر بد شده که همه چیزو بد میبینه...

ع

نگران نباشید هانکه نخل طلای امسال را گرفت با فیلم روبان سفید . خودمانیم هانکه از ناب ترین آدم های سینمای هنری این سال هاست و..شاید یکی از رادیکال ترین آن ها .

ع

- (نمی دونم شایدم چشای من انقدر بد شده که همه چیزو بد میبینه... ) - من پیشنهاد می کنم..بروید فیلم های " ویدیوهای بنی " و " پنهان" و "بازی های خنده دار" از میکائل ( میشائل) هانکه را ببینید ، احتمالا تجربه ی جالبی خواهد بود درباره " بد " بودن و دیدن .تنها همین پیشنهاد برای کامنت شما به ذهنم رسید که جوابش به شدت نسبی ست .

هیچکس

درسته البته هانکه چندین فیلم خوب دیگر هم دارد ( مثل ساعت گرگ ، هفتمین قاره و......) اما در بین پیشنهاد ها ندیدن «معلم پیانو» واقعا حیف است ...... این فیلم هانکه به شکل باورنکردنی ، باورپذیر است ! شاید به ذهن هیچ تماشاگری نرسد پشت ظاهر بی تفاوت این «معلم پیانو» چه رویا ها و امیالی وجود دارد .......

عطیه

آقا این شازده کوچولو عجب شاهکاریه، تازه خوندمش، هنوز ذوق زدم، به اندازه 20 سال سرم کلاه رفت که دیر پیداش کردم.( کاشکی یه کسی پیدا می شد همینجوری الکی کتابای خوبو معرفی می کرد)

ع

شازده کوچولو فوق العاده اس . در مورد هانکه "معلم پیانو" را ندیدم هنوز ، اما "ساعت گرگ و میش" رو دیدم که همین خانم ایزابل هوپر هم بازیگرش هستند البته " کد ناشناخته " هم هست که آنرا هم ندیدم . با این حال " بدی" که آن دوست ازش حرف می زند.. که در همه فراگیر شده به شدت در فیلم های این جناب اتریشی به شدت تشریح می شود .

هیچکس

برای عطیه خانوم و باقی دوستان : البته این سنت نیکی است و گاهی از این اتفاق ها در اینجا هم می افتد . توی این دو سال و چند ماهی که هر روز به این وبلاگ سر زده ام کتاب ها و فیلم های بسیار خوبی را به واسطه ی دوستان شناخته ام و خلاصه که اینجا هم گاهی « همینجوری الکی کتاب خوب معرفی کرده اند » حالا بعد از این مقدمه خواستم بگویم ، دیروز آخرین رمان جعفر مدرس صادقی را خواندم و بسیار لذت بردم . البته "بیژن و منیژه " پارسال چاپ شده بود اما حقیقتا سر خوردگی از چند اثر اخیر مدرس صادقی (خاصه وقایع اتفاقیه و آب و خاک) باعث شد کمی بترسم و ترجیح دهم خاطره ی خوش خواندن کتاب هایی مثل کله ی اسب و گاو خونی و شریک جرم و سفر کسری ، برای خراب نشوند . اما چهارشنبه که به کتابفروشی رفتم بی اختیار دستم به سمت کتاب رفت و بلافاصله هم شروع به خواندنش کردم . نمی دونم از دوستان کسی این کتاب رو خونده یا نه .اگر خوانده اید بگویید تا نظراتمان را به اشتراک بگذاریم و اگر نه که به شدت خواندنش را توصیه می کنم ......